دختر پرتقالی نمادیاست از زندگی…از زیباییهای زودگذر و شیرینیهای کوتاهمدت که اگر حواسمان نباشد، بیصدا از کنارشان رد میشویم. پدر برای پسرش در نامه مینویسد: دختری مرموز با یک کیسه پرتقال، که ناگهان در قطاری ظاهر میشود و بعد گویی سرنوشت همهچیز را بههم گره میزند.
او یک دختر عادی نیست؛ او استعارهایست از همان پرسش بزرگ:
آیا زندگی را انتخاب میکنی، حتی اگر بدانی کوتاه است؟ حتی اگر پر از رنج باشد؟
پرتقالها در کتاب، معنای دیگری پیدا میکنند؛ طعمی شاد و زنده، یادآور اینکه در این جهان همهچیز گذراست، و به همین دلیل باید شکرگزار باشیم.
هرکس روزی در زندگیاش با دختر پرتقالی خودش رو به رو میشود. شخصی که با حضور خاموشش، معنای زندگی را یادآوری میکند.
نویسنده:یوستین گوردر
نظری ندارم! اولین نفر باشید.